اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

221

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

وساج پرداخت ، بكير در شهر متحصن شد ، سپس اميه او را امان داد تا نزد وى آمد و بار ديگر خبر يافت كه بكير براى تاختن بر او [ نقشه مىكشد ] پس او را پيش داشت و گردن زد . اميه پسر خود عبد الله را مامور هرات و سيستان كرد و رتبيل با پسر اميه جنگيد و او را كشت . [ 1 ] عبد الملك ، مهلب بن ابى صفره را همچنان در جنگ با خوارج كرمان ثابت گذاشت و مهلب در جنگ ايشان سخت پايدارى كرد تا رئيس ايشان نافع بن ازرق را كه بنام او « ازارقه » ناميده مىشوند ، كشت و در كرمان اقامت گزيد و سپس عبد الملك او را بجاى اميه والى خراسان قرار داد . عبد الملك برادر خود عبد العزيز را به مصر و مغرب بازگرداند و برادرش بشر را والى عراق و برادرش محمد را والى موصل گردانيد و او ازد و ربيعه را از بصره به موصل منتقل ساخت و به ارمنستان لشكر كشيد و از مردم [ آن سرزمين ] كه سر بمخالفت برداشته بودند ، كشت و اسير گرفت و سپس با بزرگان شهر و كسانى كه بانان احرار ( آزادان ) گفته مىشد مكاتبه كرد و ايشان را امان بخشيد و بانان نويد . بخششهاى گزيده داد ، پس براى آن در كليساهاى پيرامون خلاط [ 2 ] فراهم آمدند و دستور داد كه پيرامون كليساها هيزم فراهم ساختند و درها را به روى ايشان بستند و سپس آن كليساها را آتش زد و همه آنان را سوزاند [ 3 ] . محمد بن مروان در ارمنستان اقامت داشت تا همانجا بمرد . حجاج بناى كعبه را تجديد كرد و براى آن يك در قرار داد چنان كه پيش از بناى ابن زبير بوده است [ 4 ] ، و شش ذراعى را كه ابن زبير از طرف حجر بر آن افزوده بود ، از آن كم كرد و آن را با خاك و سنگى كه از خودش بيرون آمده

--> [ 1 ] ر . ك . كامل ج 4 . ص 31 . [ 2 ] شهرى معمور و مشهور و پربركت و مركز ارمنستان ميانه ( مراصد الاطلاع ) . [ 3 ] فتوح البلدان ص 207 . [ 4 ] مروج الذهب ج 3 ص 92 .